موسسه حمایت از کودکان کردستان، از سال ۱۹۹۱ تاکنون بهعنوان یکی از سازمانهای غیردولتی پیشرو در اقلیم کردستان عراق فعالیت میکند. این نهاد، پس از قیام ۱۹۹۱ و در پاسخ به بحران انسانی ناشی از آن شکل گرفت و با هدف حمایت همهجانبه از کودکان—صرفنظر از قومیت، مذهب یا پیشزمینه اجتماعی—برنامههای گستردهای را در حوزه آموزش، سلامت، حمایت اجتماعی و توسعه فردی به اجرا گذاشته است.
یکی از نظریههای تازه و تأثیرگذار در حوزة زبانآموزی و رشد شناختی کودک، «نظریة دوگانهسازی معنایی» است؛ نظریهای برآمده از پژوهشهای علوم شناختی و زبانشناسی عصبی که بر تعامل همزمان دو مسیر یادگیری در کودک تأکید میکند: مسیر زبانی-نمادین و مسیر تصویری-ادراکی. به بیان ساده، کودک زمانی معنای واقعی یک روایت یا شعر را درک و جذب میکند که همزمان بتواند محتوای آن را در دو سطح واژه و تصویر، زبان و مفهوم، بشنود، ببیند و تجربه کند.
در تحلیل منظومهی کودکانهی «من ئەتوانم بڵێم نا»، آنچه بیش از هر چیز حائز اهمیت است، تحلیل سازوکارهای روایی، تربیتی و زبانی آن در نسبت با مخاطب خاص خود، یعنی کودک، است. این متن در نگاهی نخست، قصد دارد یکی از مهارتهای بنیادی در تربیت اجتماعی کودک، یعنی توانایی مخالفت محترمانه یا همان «نه گفتن»، را آموزش دهد. با این حال، بررسی دقیق ساختار روایی و گفتمان تربیتی آن نشان میدهد که علیرغم نیت ظاهری، شعر در بنیانهای خود حامل مجموعهای از انگارههای محدودکننده، بازدارنده و حتی آسیبزا برای شکلگیری عاملیت کودک است.
از نخستین روزهای ورود کودک به محیط پیشدبستانی، از آن سلامهای لبریز از حجب و تردید، تا روزهای پُرهیاهوی دبیرستان، کودکِ یادگیرنده در جستوجوی پاسخی برای پرسشهایی بنیادین است: آیا من به این جمع تعلق دارم؟ آیا پذیرفته شدهام؟ این پرسشها، تنها پرسشهایی روانشناختی یا فردی نیستند، بلکه شالودهی شکلگیری هویت اجتماعی، فرهنگی و تحصیلی دانشآموزان را میسازند.
ترس یکی از واکنشهای بنیادی و ذاتی در موجودات زنده است که نقش حیاتی در حفظ بقا و ایمنی فرد ایفا میکند. اما برخلاف تصور رایج که ترس را صرفاً یک پاسخ ذاتی و غریزی میداند، پژوهشهای علمی متعدد نشان دادهاند که ترس در کودکان به ویژه، نتیجه یک فرآیند یادگیری پیچیده است که در آن تعامل عوامل زیستی، روانی و محیطی نقش اساسی دارد.
در آستانهی نوروز، وقتی طبیعت جامهای نو میپوشد و بوی شکوفهها در هوا جاری میشود، چه هدیهای زیباتر از دنیای رنگارنگ کتاب برای کودکان؟ کودکان، این رویاپردازان کوچک، وقتی کتابی در دست دارند، همانند جادوگرانیاند که درهای سرزمینهای ناشناخته را میگشایند.
نوروز از راه میرسد، زمین نفس تازه میکشد و کوچهها پر از صدای خندهی کودکان میشود. اما در دل یک کودک کتابخوان، میان هیاهوی این روزها، دغدغههایی کوچک اما شیرین موج میزند.
آسترید لیندگرن، نویسندهای نامآشنا در دنیای ادبیات کودک، آثار ارزشمندی را خلق کرده که به بسیاری از زبانهای دنیا، از جمله کردی، ترجمه شدهاند. افزون بر این، بیشتر رمانهای او به صورت فیلم نیز درآمدهاند. آسترید لیندگرن در سال ۲۰۰۲، در خیابان دالگاتان شهر استکهلم، چشم از جهان فروبست. اما خانه او، با مساحتی حدود ۱۴۰ مترمربع، همچنان دستنخورده باقی مانده است—نه به مسئولین واگذار شده و نه به موزهای رسمی تبدیل گشته است.
موسیقی کودک در بسیاری از فرهنگها بهعنوان ابزاری برای آموزش، پرورش خلاقیت و تقویت هویت فرهنگی مورد استفاده قرار میگیرد. در جوامعی که موسیقی سنتی ریشهای عمیق دارد، موسیقی کودک نیز میتواند بهعنوان پلی میان سنت و مدرنیته عمل کند. در میان اقوام زاگرسنشین، موسیقی همواره نقشی حیاتی در زندگی مردم داشته است، اما موسیقی ویژه کودکان، بهطور جدی، چندان مورد توجه قرار نگرفته بود. اینجاست که گروه "سمۆرەکانی زاگرۆس" بهعنوان نخستین گروه تخصصی موسیقی کودک در این منطقه، وارد میدان شده است. این گروه که با عشق و دغدغه به کودکان زاگرس شکل گرفته، تلاش میکند موسیقی کودک را نهتنها بهعنوان یک سرگرمی، بلکه بهعنوان ابزاری آموزشی و تربیتی به کار گیرد. سایت چراوک در گفتوگویی اختصاصی با فرید عباسی، مؤسس و سرپرست این گروه، درباره هویت، اهداف، چالشها و چشمانداز این گروه به گفتگو نشسته است.
ادبیات کودک یکی از پیچیدهترین و حساسترین شاخههای نویسندگی است که نیازمند درک عمیق از ویژگیهای شناختی، عاطفی و زبانی مخاطبان خردسال است. برخلاف تصور عام، نوشتن برای کودکان صرفاً به سادهنویسی محدود نمیشود، بلکه مستلزم رعایت اصولی مانند انسجام روایی، شخصیتپردازی پویا، استفاده از زبان مناسب و ایجاد تعامل فکری با مخاطب است. داستان حاضر، علیرغم نیت آموزشی خود، در برخی جنبههای کلیدی دچار ضعف است که مانع از برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب کودک میشود. این نقد با تمرکز بر پیرنگ، شخصیتپردازی، سبک نگارش، عناصر تعلیقی، انتقال پیام و ظرفیتهای بصری روایت به تحلیل کاستیهای این اثر میپردازد.
امروز، روزی جادویی است! روزی که با یک هدیهی کوچک، میتوانیم درِ سرزمینهای قصهها را به روی کسی باز کنیم. امروز روز بینالمللی هدیه کتاب است!. کتابها مثل بالهای خیالاند. وقتی آنها را باز میکنیم، میتوانیم با پریها در جنگلهای اسرارآمیز پرواز کنیم، در کنار دایناسورها ماجراجویی کنیم، یا حتی با اژدهایی مهربان دوست شویم! هر کتاب، دنیایی تازه است که منتظر کشف شدن است. اما قشنگتر از خواندن یک کتاب، هدیه دادن آن است! امروز، بیایید یک کتاب به دوستی، خواهر یا برادری کوچکتر هدیه بدهیم. شاید همین کتاب، همان قصهای باشد که دلش میخواسته بشنود، همان جادویی که لبخند را به لبهایش میآورد!. در سایت چراوک کلی کتابهای قشنگ و هیجانانگیز هست که میتوانیم برای هدیه انتخاب کنیم. بیایید امروز، شادی خواندن را تقسیم کنیم و دنیایی بسازیم که در آن، هر کودک یک کتاب داشته باشد، هر قصه خوانده شود و هر خیال، پرواز کند!
ادبیات کودکان صرفاً مجموعهای از متنهای داستانی ساده برای سرگرمی نیست، بلکه ابزاری بنیادین برای رشد شناختی (Cognitive Development)، پرورش خلاقیت (Creativity Development)، و تسهیل فرآیند جامعهپذیری (Socialization Process) در کودکان محسوب میشود (Tomasello, 1999). نظریهپردازانی همچون ژان پیاژه (Jean Piaget, 1950)، لو ویگوتسکی (Lev Vygotsky, 1934) و جروم برونر (Jerome Bruner, 1986) تأکید کردهاند که روایتهای کودکانه باید متناسب با ظرفیتهای شناختی و زبانی کودکان طراحی شوند و امکان درگیری ذهنی، رشد تخیل و ایجاد همذاتپنداری را فراهم آورند. داستان «لاوی و پیکسل» تلاش دارد که در ژانر علمی-تخیلی کودکان قرار گیرد و مفهوم توسعه فناوری و هوش مصنوعی و پیوند آن با خلاقیت ذهنی کودکان را بررسی کند. اما این اثر نهتنها از اصول بنیادین روایتشناسی (Narratology) و روانشناسی رشد (Developmental Psychology) فاصله دارد، بلکه در سطوح زبانی، انسجام روایی، شخصیتپردازی، و انتقال پیام نیز دچار کاستیهای بنیادین است. در این یادداشت، با استفاده از مدلهای علمی و نظریات معتبر، نقاط ضعف جدی این داستان را تحلیل خواهیم کرد.