Image
این قصه فضای مناسبی را فراهم میکند که در آن کودک که در واقع همان خواننده است خود را در دو فضای کاملاً متفات از لحاظ روانشناسی تجسم نماید. در فضای اول که جوجه اردک با آن چهرۀ زشت و ناپسندش به دنیا میآید؛ کودک از طریق فرایند همزاد پنداری با شخصیت اصلی داستان با دو مفهوم اساسی روانشناختی به نامهای «طرد» و «تفاوت فردی»  آشنا میشود.

جوجه اردک زشت و یک مقیاس روانشناختی
یادداشتچە: یعقوب خضری

این قصه فضای مناسبی را فراهم میکند که در آن کودک که در واقع همان خواننده است خود را در دو فضای کاملاً متفات از لحاظ روانشناسی تجسم نماید. در فضای اول که جوجه اردک با آن چهرۀ زشت و ناپسندش به دنیا میآید؛ کودک از طریق فرایند همزاد پنداری با شخصیت اصلی داستان با دو مفهوم اساسی روانشناختی به نامهای «طرد» و «تفاوت فردی»  آشنا میشود. زیرا در این بخش از داستان جوجه اردک زشت به دلیل وجود تفاوت بسیار با جوجههای دیگر که اتفاقاً از همان مادر به دنیا آمدهاند، از جمع خانواده طرد میشود. در حقیقت تفاوت به عنوان رکن اصلی، موجبات طرد جوحه اردک را مهیا مینماید. همین مسأله موجب میشود که جوجه اردک دچار نوعی سرخوردگی شود و ناامید از مسایل پیش آمده راه بدون هدفی را در پیش میگیرد. تا اینکه در منزل پیرزنی سکنی میگزیند. پس از گذراندن زمان اندکی  دوباره از آنجا هم طرد میشود و به دامان دریاچه پناه میبرد. از اینجاست که بخش دوم و در واقع فضای دوم داستان آغاز میشود و فاکتور روانشناختی مهم داستان خود را نشان میدهد. فردای آن روز که جوجه اردک در کنا دریاچه از خواب بیدار میشود و جمعی از پرندگان کمی آن طرفتر وی را صدا میزنند و میگویند قوی سفید زیبا بیا سمت ما تا پرواز کنیم ابتدا بسیار متعجب میشود و سپس هنگامی که تصویر خود را در آب میبیند تصویر یک قوی سفیدرنگ بسیار زیبا را مشاهده میکند و فریاد زنان میگوید که من اردک نیستم من یک قو هستم و از خوشحالی سر از پا نمیشناسد. در همان حال بالهایش را از هم باز میکند و پروازکنان از آنجا دور میشود.

 با توجه به داستان جوجه اردک زشت و یک مقیاس روانشناختی آن در بخش قبلی داستان فضایی آکنده از سرخوردگی ناشی از طرد، فضایی مسلط بود در واقع خواننده(کودک) نیز همین فضا را تجربه میکند؛ که این خود باعث کاهش عزت بنفس و نیز نوعی احساس حقارت در شخصیت اصلی داستان( در واقع کودک) میشود. اما در بخش دوم این فضا به کلی دگرگون میشود و با توجه به اینکه مشخص میشود که قهرمان اصلی داستان نه یک جوجه اردک زشت بلکه یک قوی سفیدرنگ بسیار زیبایی است. قهرمان(کودک) این بار خود را از قید و بند احساس حقارت و کمبود عزت نفس رها میسازد و وارد فضایی آکنده از عشق به خود و نوعی خودشکوفایی ناشی از زیبایی قو (خود قهرمان) میشود؛ اینجاست که قهرمان نیرو میگیرد و موجی از عزت نفس بالا و اعتماد بنفس را در خواننده برمیانگیزاند.

جهت ورود به فروشگاه کتاب چراووک می توانید اینجا کلیک کنید.

در واقع میتوانیم به این نتیجه برسیم که همانند متدهای رواندرمانی این داستان با جایگزین کردن یک فضای مثبت و مفید در بخش دوم داستان به جای فضایی آکنده از نومیدی و یأس در بخش اول بسیار روانشناسانه میکوشد تا کودک را متوجه کند که هر رخدادی را نباید زود ارزش گذاری کرد و قبل از قضاوت معقولانه دربارۀ مسایل پیش آمده نظر داد